فاطمه جان احمدى
180
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
طاير گلشن قدس . او در اين مجاهده هدفدار به دنبال گمشدهاش مىگردد تا از غم فراغ و غربت برهد و به ديدار معشوق كه « لقاءاللَّه » است ، نايل آيد . در اين تلاش بىوقفه ، او باور دارد كه همهجا محضر خداست ؛ خدايى كه زيباست و زيبايى را دوست دارد ، از اين منظر ، خلقت هنر با زيبايى خدا و مظاهرش پيوند مىخورد و مصاديق عينىِ تجلى جهانِ سرمدى ، در آيينه آن نمودار مىشود : « اللهم انى اسئلك بجمالك كله . » نتيجه اين نگاه و تكاپوى هدفمند ، اثرى هنرى است كه در آن مضامين زيبا و پرمفهوم قدسى موج مىزند و اين از عنصر سازنده انديشه اسلامى حكايت دارد . « 1 » هنرمند مسلمان مجموعهاى منظم از نقوش و تذهيب و . . . را بهكار مىبندد تا با دستمايهء غنى اسلامى ، نقوشى زيبا و پر رمز و راز را بر پيكرهء مساجد و اماكن مذهبى و ديوارنگارهاى دينى پديد آورد . پس در طى اين مسير پر فراز و فرود ، هنرمند به « قرب الى اللَّه » نايل مىآيد و هنرى را خلق مىكند كه همواره متصل به خداست . شايد يادآورى اثر هنرى قرآن به عنوان نمونهاى بديع و بىمثال و قابلدركِ عناصر زمينى ، چندان بيراه نباشد . داستانها و قصص قرآن كريم با وجود شباهتهاى مختلف ، در بهترين شكل خود با طراوتى هميشگى پابرجا ماندهاند . براى نمونه ، داستان حضرت مريم عليها السلام و تجليات زيباى هنرى آكنده از عفت و پاكدامنى و يا داستان يوسف و زليخا كه ضمن داشتن وجههها و عبرتهاى اخلاقى ، اجتماعى و حتى اقتصادى ، داراى اعتبارى درخور توجه است كه هرگز طراوت و شادابى آن از ياد نمىرود . قلمرو هنر اسلامى بىگمان يكى از مميزات هنر اسلامى با ساير هنرهاى هممرز خود ، در همين ساحت است ؛ چنان كه برخى از هنرهاى زمينى ، طبيعت را عرصهء پر شكوهى براى پرواز روح و انديشه هنرمند مىدانند و همه مصاديق طبيعت را در هنر خود دنبال مىكنند . عدهاى ديگر ، ماورا و كائنات را عرصهاى براى پرواز انديشهء هنرمند دانسته ، رستگارى روحانى را در آثار خود به تصوير مىكشند . قلمرو هنر اسلامى نه طبيعتِ محدود و دامنهء تجربى آن است و نه كائنات و ماورا و دامنهء تجريدى آن ، بلكه قلمرو آن تمامى جهان هستى است ؛ « 2 » از غيب تا شهادت ، از روح تا طبيعت ، از هستى تا
--> ( 1 ) . بنگريد به : هنر از ديدگاه سيد على خامنهاى ، ص 15 به بعد . ( 2 ) . زهرا رهنورد ، حكمت هنر اسلامى ، ص 42 .